3 - تجاوز از حريم قانون



پيامبر (صلى الله عليه وآله ) پس از بازگشت از جنگ خبير كه در سال هفتم واقع شد، اسامه بن زيد با جمعى از مسلمانان به سوى يهوديانى كه در يكى از روستاهاى فدك زندگى مى كردند، فرستاد تا آنها را به سوى اسلام دعوت كند.
يكى از سران يهود بنام مرداس بن نهيك از آمدن سپاه اسلام باخبر شد، اموال و فرزندانش را در پناه كوهى قرار داد و به استقبال مسلمانان شتافت و نزد آنها گواهى به يكتائى خدا و رسالت پيامبر (صلى الله عليه وآله ) داد.
ولى اسامه به گمان اينكه مرداس از ترس جانش ، تظاهر به اسلامى مى كند، نه اينكه حقيقتا مسلمان شده باشد، به او حمله كرد و او را كشت ، و گوسفندانش را به غنيمت گرفت .
هنگامى كه اين خبر به پيامبر (صلى الله عليه وآله ) رسيد، سخت ناراحت شد و به اسامه اعتراض كرد كه چرا مسلمانى را كشته است .
اسامه عرض كرد: او از ترس جانش اظهار اسلام كرد.
پيامبر (صلى الله عليه وآله ) فرمود: تو كه از دل او آگاه نبودى ، چه مى دانى ؟ شايد براستى مسلمان شده است (و آيه 94 سوره نساء در محكوم كردن كار اسامه نازل گرديد).
اسامه سوگند ياد كرد كه ديگر حريم قانون را نشكند

(11) بهر حال اين حادثه حاكى است كه بايد در هر حال حريم قانون را حفظ كرد.